تبليغاتX
من هستم داریوش - تاریخ ایران باستان (4)

من هستم داریوش

درباره فرهنگ و تاریخ پر شکوه ایران زمین


سلسله چهارم يا پاش ها : در اين دوره جنگي ميان دو دولت در گرفته و پيروزي با بابليان است و در نتيجه اين فتح مجسمه مردوك پس از سي سال با بابل بازگردانده مي شود . يكي از معرف ترين پادشاهان بابل در اين دوره بخت النصر ( نَبوكُد نَزَر ) مي باشد كه حدود بابل را تا درياي مغرب ( مديترانه ) توسعه داد . عيلام در اين دوره كماكان مستقل بود .
سلسله پنجم تنها 21 سال حكومت كرد و رويداد مهمي در ارتباط با عيلاميان در آن رخ نمي دهد .
سلسله ششم يا بازي ها : بابل در اين دوره از طرفي تحت فشار گوتيان و از سوي ديگر مورد حمله عيلاميان قرار گرفت و به همين خاطر ضعيف و ناتوان گشت . مقارن با اين زمان مردمان تازه نفس ديگري به نام كلدانيان از طرف شمال شرقي عربستان به بابل حمله نمودند و يك مدعي بر دو مدعي ديگر ( آشور و عيلام ) افزوده شد و سرانجام پادشاه آشور ( نَبو نَصير ) موفق شد بابل را جزو دولت آشور نمايد .

عهد سوم
در اين دوره طرف عيلام آشور است .  آشوريان مردماني سامي نژاد بودند كه به همراه ساير سامي ها در بابل زندگي مي كردند . اما بعدها مهاجرت كرده و به قسمت وسطاي دجله و كوهستانهاي اطراف رفته و مملكت كوچكي را به نام آشور تشكيل دادند . اسم اين مردم از نام خدايي است كه پرستش مي كردند . پايتخت ايشان ابتدا شهر آشور ، در ادوار بعدي كالاه  و بالاخره نينوا بود . اينان ابتدا تابع بابل بودند و بعد استقلال يافتند . آشوري ها مردماني بودند زارع و وقتي به مملكت جديد آمدند از آنجا كه اراضي منطقه جديد مانند زمينهاي بابل حاصل خيز نبود تصميم گرفتند از دست رنج ديگران استفاده كنند ، بنابراين در بهار هر سال به ممالك مجاور تاخته و آنجا را غارت مي كردند و پس از كشتار تعدادي را هم به اسارت مي بردند . به اين ترتيب دولت آشور تبديل به دولت جنگي قويي شد و از خصايص آشوري ها شقاوت و بي رحمي فوق العاده آنها با مغلوبين بود . اين دولت تقريبا هزار سال دوام نمود و از هر طرف توسعه يافت . از طرف مغرب دولت هيتها را معدوم و فنيقيه و فلسطين را تابع نمود و به مصر دست يافت . از طرف مشرق تا كوه دماوند پيش رفت و ماد و پارس را دست نشانده و عيلام را چنان خراب كرد اين سرزمين چند هزار ساله ديگر كمر راست نكرد . دولت آشور سرانجام به دست مادها منقرض گشت . زبان و خط آشوري ها همان بابلي بوده است .


تاريخ آشور به سه بخش تقسيم مي شود و از آنجا كه دو بخش نخست ارتباطي با عيلام ندارد به بخش سوم مي پردازيم :
از زمان تيگلات پيلِسِر چهارم با از بين رفتن مردمان كوهستاني مابين جغرافياي دو كشور با هم ارتباط يافتند . دولت عيلام با بابل كه نيز از قدرت گرفتن آشور ترس داشت متحد شد تا ممالك خويش را حفظ نمايند . پادشاه معروف اين دوره سارگُن دوم است كه سلسله جديدي را شروع نمود . جنگي در اين دوره موسوم به دوري لو بين عيلام و آشور در گرفت كه آشور برتري نيافت . بعد از سارگن سيناخُريب بر تخت نشست و كالدوش پادشاه عيلام در اين دوره كشته مي شود . در زمان آشور حيدون دولت آشور به اعلي در جه قدرت خود مي رسد و غير از عيلام در آسياي غربي دولتي نماند كه تابع آشور نباشد . سرانجام در زمان آشور باني پال جنگ خونيني ميان دولتهاي عيلام و آشور در گرفت و از پي آن خوم بان كالداش آخرين پادشاه عيلام شكست خورده و آشوريان به قتل عام وسيعي پرداخته و دولت عيلامي براي هميشه منقرض شد . كتيبه آشور باني پال در مورد غارت عيلام از ميزان سفاكي و بي رحمي اين قوم حكايت دارد .

پادشاهان بزرگ عيلام


باشْ شوشيانكْ
كَدُرْ لاعُمِرْ كه نام آن در تورات ذكر شده است .
كودورْنان خونْدي فاتح اور .
ريم سين منقرض كننده سلسله ني سين در سومر .
كدورمابوك
شوتْروك ناخون ته كه بابل را تسخير و كاسيان را برانداخت  و استل نارام سين و مردوك را به شوش برد .
كوتير ناحون ته و شيل خاكين شوشي ناك كه در زمان آنها  ادبيات و صنايع عيلامي به اوج ترقي خود مي رسد .
اون تاش گال ( اون تاش هوبان ) بزرگ ترين باني پادشاهي عيلام بوده كه شهرها و معابد بزرگي را بنا نمود .
كالدوش كه در زمان سيناخريب كشته شد .
خوم بان كالداش آخرين پادشاه عيلام .

ادامه دارد ... .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط مهدی   |